یکشنبه 6 مرداد 1392 :: نویسنده : حمید

در اینکه ما آدما تو زندگی نیاز به الگو داریم که شکی نیست تا توی زندگی از او، از رفتارهاش، از تفکراتش، از نوع حرف زدنش، از نوع راه رفتنش، و از نحوه برخوردش با دیگران استفاده کنیم.

 روان شناسان به این نتیجه رسیدن که کودک  از دوسالگی به الگو توجه می کنه و اصطلاحاً دست به «همانندسازی» می زنه!

اما سوال اینجاست ایا لزوما  خودِ الگو را ما باید جلوی چشمان خودمون مشاهده کنیم تا به او تأسی کنیم یا اگر وصف او را هم بشنویم و زندگی او را مطالعه کنیم می تونیم دست به همانندسازی بزنیم و تلاش کنیم مثل او باشیم؟

آیا آقایی که هزار و چهارصد سال  پیش می زیسته می تونه الگوی قرن 21 ما باشه؟

آیا جوان سال 2013 می تونه الگوی مورد نیازش رو در آقایی جستجو کنه که بیش از چهارده قرن پیش زندگی می کرده است؟

آیا حضرت علی علیه السلام  می تونه مصداق همانندسازی من بشه تو این عصر و زمان؟ اصلاً شدنیه؟




ادامه مطلب


نوع مطلب : روان‌شناسی یادگیری، روان‌شناسی اخلاق، 
برچسب ها : علی علیه السلام، الگو، آمریکا، جوان، شیعه،
لینک های مرتبط :


جمعه 4 مرداد 1392 :: نویسنده : حمید

امروزه موضوع نیاز به پرستش مورد تأیید روان شناسان دنیا قرار گرفته است. «پیر ژانه» یکی از این روان شناسان است که معتقد است نیاز به پرستش برای انسان امر مسلمی است.

از نگاه آموزه های اسلامی خلقت انسانها اساسا با هدف «عبادت» بوده است(ر.ج به سوره ذاریات) و ذکر و یاد خدا باعث آرامش همه انسانها (مومن باشد یا کافر) می گردد(الا بذکر الله تطمئن القلوب(رعد،27) : همه قلبها و نه فقط قلب خاص!).

پرستش نیاز انکار ناشدنی




ادامه مطلب


نوع مطلب : روان‌شناسی دین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 فروردین 1392 :: نویسنده : حمید

سال 1392 بر همه شما مبارک باشه!

حدیثی از امام صادق علیه السلام  درباره ویژگی های یک مشاور خوب و ناب اسلامی هست خوبه شما هم از اون مطلع بشین. این روایت تو کتاب مستدرک الوسایل(یکی از کتب حدیثی شیعیان:ج8باب21) هست. مضمون روایت رو براتون نقل میکنم با کمی پس و پیش(چون الان به متن اصلی روایت دسترسی ندارم، تو مسافرتم!)

امام صادق علیه السلام فرموده اند با کسی مشورت کنید که 5 خصلت داشته باشه:



ادامه مطلب


نوع مطلب : روان‌شناسی مشاوره، 
برچسب ها : مشاور اسلامی، عقل، تقوا، تجربه، خیرخواهی، مراجع، درمان،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 شهریور 1391 :: نویسنده : حمید

از مقاومت روانی تا طرد از خودو دیگران
4 مـرحـلـه شکل گیری اعـتـیـاد

شاید در اینکه پدیده شوم اعتیاد در یک دوره تدریجی شکل می‌گیرد، تردیدی نباشد. البته همیشه ماجرا می‌تواند از یک رویداد خاص شروع شود، رویدادی که اصطلاحا ماشه چکان یک بحران بزرگ می‌شود...

 

اساسا انسان‌ها هم از نگاه روان‌شناسی و هم از نگاه اسلامی از نیروهای روانی متضاد و متعارض درونی برخوردارند که این نیروها دائم در حال پیکارند. این نیروها شاید به زبان روان‌شناسان روان‌تحلیلگر، تحت عناوینی چون «تکانه‌های ناهوشیار» در برابر «ممنوعیت‌های وجدان» معرفی شوند و در نگاه آموزه‌های غنی اسلامی، ما آنها را با مفاهیمی چون «هوای نفس و وسوسه» در مقابل «عقل و تقوا و بازداری‌های هدفمند» می‌شناسیم. البته در اینجا در مقام بررسی مشابهت‌ها و تفاوت‌های این مفاهیم نیستیم.

هر چه که باشد، ما طبیعتاً از اموری که در ابتدا با آنها انس نداریم، گریزان هستیم اما رفته رفته در یک فرایند تدریجی، همان موضوع مورد تنفر ما می‌تواند به موضوع مورد علاقه ما تبدیل شود ولی علاقه‌ای نه چندان پایدار و خوش‌عاقبت!

قصه پرغصه اعتیاد به مواد مخدر هم از این قاعده مستثنی نیست. چقدر چموش و وحشی است این اسب «وسوسه و هوای نفس» که گاه در میدان کارزار درونی، قدرت اراده و تعقل انسان‌ها را به کناری می‌نهد و بی‌محابا تاخت و تاز می‌کند. با بررسی نامه مذکور(نامه ای از یک رهیده از بند اعتیاد)، می‌توان گفت بیشتر افراد معتاد در یک فرآیند تدریجی از 4 مرحله عبور و در هر مرحله از ابزار‌ها و مکانیسم‌های رفتاری-شناختی استفاده می‌كنند و به مرحله بعد می‌روند تا به پایان غمبار این پدیده برسند. حال به توضیح این مراحل می‌پردازیم:



ادامه مطلب


نوع مطلب : روان‌شناسی شخصیت، 
برچسب ها : اعتیاد، اراده، اراده خداوند، گرداب، مکانیزم روانی، مقاومت روانی، مرحله اعتیاد،
لینک های مرتبط : سلامت،


جمعه 17 شهریور 1391 :: نویسنده : حمید

بسم الله الرحمن الرحیم

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما یُحْییكُم

(سوره مبارکه انفال-آیه 24)

حیات بخش،زندگی، سرزندگی، قرآن، روان شناسی، هدف

راستش می‌خواستم یه اسم مناسب برای وبلاگ انتخاب کنم، گفتم طلب خیری از کتاب خدا نمایم، این آیه از قرآن کریم چشم نواز شد:

«اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت كنید هنگامى كه شما را به سوى چیزى مى‏خواند كه شما را حیات مى‏بخشد»

«مُحیی»(حیات بخش) وبلاگی که مقابل شما قرار گرفته؛ تمایل دارد از «زندگی»، «زنده شدن!»،و«زنده ماندن!» سخن بگوید.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : محیی، حیات بخش، حیات، زندگی، زنده، قرآن، طباطبایی، رسول،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: نویسنده : حمید

سلام ! یه جایی، یه وقت، یه کسی بهم میگفت: «از شخصیت خودم بدم میاد! میخام تغییرش بدم». یادمه اون موقع من تلاش کردم یه مقدار نگاهش رو به این موضوع دقیق تر کنم. بهش گفتم:«یعنی چی از شخصیتت بدت میاد»؟ گفت: «یعنی از بعضی از خصوصیات اخلاقی خودم خوشم نمیاد». گفتم«آها پس منظور از شخصیتت بعضی و اون هم نه همه خصوصیات اخلاقیت بدت میاد؟ »

 

*:آره از بعضیاش.

-: خب حالا میخای اون بعضییا رو چی کار کنی؟

*: میخام عوضشون کنم چون دوسش ندارم.

-: مطمئنی عجله نمی کنی؟

*: منظورت چیه؟

-: فکر نمی کنی این روزا مساله ای پیش اومده که از دست خودت ناراحتی؟

*: خب آره. تو از کجا میدونی؟

_:یه سوال دیگه. تو همیشه خدا اینجوری بودی که از بعضی از خصلتهات بدت می اومد؟

*: نه. اما این روزها آره.

-:فکر نمی کنی یه مدت دیگه دوباره وضعیتت بهتر بشه و دیگه نخای که عوض بشی؟

*: نه واقعا میخام عوض بشم!!!

... .

چند ماه از این ماجرا گذشت. دوباره این بنده خدا را یه وقتی یه جایی دیدم ازش پرسیدم «بازم دوست داری شخصیتت عوض بشه؟». گفت:«چطور مگه من شخصیت خودمو خیلی دوست دارم و هیچ وقت نمی خام عوض بشم .منظور چیه؟ ». گفتم:«هیچی ولش کن!!»

نتیجه اخلاقی- روان شناختی:

1. اینگار ما آدما عادت کردیم وقتی مشکلی برامون پیش میاد، علت اون رو یا تماماً به عوامل بیرونی نسبت بدیم و به عالم و آدم بد و بیراه بگیم . یا تماماً به خودمون نسبت بدیم و از تمام هیکلمون بدمون بیاد! روان شناسان میگن «اسنادهای تماماً بیرونی  یا تماماً درونی برای روان انسانها مشکل آفرین است».

2. وقتی در پی تغییر خودمون یا دیگری هستیم، عجله نکنیم، شاید برهه ای است که گذرا باشد.

3. اینقدر از قیدهای غیر دقیق درمورد خودمون و دیگران استفاده نکنیم:«کل شخصیتم»، «همیشه اینطوره»« هیچ موقع اینجوری نیستم»«تو همیشه اینطوری»« تو هرگز» و... . به گفته روان شناسان گاهی اینطور «مطلق گویی ها» ویروس ارتباطی بین آدما و خودشون میشه.

تا نظر شما چی باشه؟





نوع مطلب : روان‌شناسی شخصیت، 
برچسب ها : شخصیت، تغییر، بد، خوب، خوش، روان شناسی، روان شناسان،
لینک های مرتبط :


دلایل نیاز به یادگیری اصول مشاوره

 

یکی از دوستانم، برایش سوال شده بود که ما (به خصوص دینداران، معتقدین به دین و مبلغان دین) چه نیازی داریم که از اصول و فنون مشاوره آگاه باشیم؟ برایش دلائلی چند نوشتم که توجه شما را به آن جلب می کنم، بخوانید شاید برای شما هم جالب باشد ولی اگه نمی خوای نظر بدهی... .

1.در روایات متعددی داریم که با کسی باید مشورت نمود که حداقل یکی از ویژگی هایش داشتن «علم» و تخصص لازم است.از جمله:

 قال علی علیه السلام: خیر من شاورت ذوو النهى و العلم و أولو التجارب و الحزم (10076  الحکم )

امام علی علیه السلام فرمودند:بهترین کسانی که با آنها می توانی مشورت نمایی؛صاحبان عقل و دانش و صاحبان تجربه و دوراندیشی اند.

2. مسائل مردم دو گونه است: برخی در پی تعادل یابی اند(رسیدن به حالت عادی افراد) و برخی دیگر در صدد تعالی جویی (اخلاق و عرفان).بنابراین کسی که به تعادل نرسیده باشد نمی توان اصول تعالی یابی را به او آموخت.و مشاور باید بتواند نشانه های تعادل یابی را از تعالی جویی تفکیک دهد که این نیازمند تخصص در زمینه روان شناسی و مشاوره است.

3.مسائل و مشکلات مردم تنوع زیادی دارد و این نیازمند آگاهی و شناخت است مثلا مشكلات تحصیلی/مشكلات جنسی/مشكلات روانی(اعتماد به نفس پایین، كمرویی، اضطراب، وسواس، افسردگی،)/مشاوره ازدواج/مشكلات خانوادگی و مشاوره اخلاقی)و نمی توان کسی را به حکم اینکه به درد گوش مبتلاست تجویز کشیدن گوش را دهیم چون بغل دستی او دندان درد داشت و کشید و خوب شد!!!

4.تفاوت در ظرفیت روانی افراد: ( لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لقتله: اگر ابوذر می دانست که در دل سلمان چه می گذرد هر آینه او را می کشت!): تا ظرف از لجن پاک نشده باشد ، شیر مغذی  همیشه در ظرف، آلوده است. تشخیص اینکه فرد در چه ظرفیت روانی به سر می برد نیاز به تخصص دارد.

 





نوع مطلب : روان‌شناسی مشاوره، 
برچسب ها : مشاوره، دین، قرآن، تخصص، علم، عقل، تجربه،
لینک های مرتبط :



نکات کاربردی برای والدین، مربیان و مبلغان دینی در ارتباط نوجوانان

الف.اطلاعاتی که لازم است بزرگترها پیدا نمایند:

1.      برای ایجاد رابطه‌ای مناسب بین شما و نوجوانان، ایجاد فضای خانوادگی سالم کاملا ضروریست. پدر و مادر در ابتدا خود باید سلامت عاطفی ، شخصیتی و رفتاری داشته و از ارتباط مناسب منطقی با یکدیگر برخوردار باشند.

2.       به طور معمول شما باید از تابستان کلاس پنجم برای دختران و از تابستان کلاس دوم راهنمایی برای پسران، منتظر مهمان ناخوانده ای به نام «بلوغ جنسی» برای فرزند دلبندتان باشید.


 



ادامه مطلب


نوع مطلب : روانشناسی نوجوان، روان‌شناسی خانواده، 
برچسب ها : نوجوان، برخورد با نوجوان، والدین، مربیان، مبلغان، بلوغ، جنسی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : حمید

ازدواج،طلاق، دختر،پسر، استقلال، عاطفی،شناختی،وابستگی،موفقیت در ازدواج، شکست در ازدواج،نوجوانی،جوانی، تمرین رهایی از وابستگی

ما انسانها از کودکی تا بزرگسالی همزمان با رشد جسمی خود، شاهد رشد حالات روحی روانی نیز هستیم.در هر دوره از تحول و رشد؛ شاهد تغییرات جدّی در روحیات و خلق و خوی خودمان هستیم.در یک دوره که کودک هستیم مثلا تا حدود سن دوازده سالگی شاید خیلی علاقمند نباشیم به صورت مستمر از خانواده جدا شویم اما بعد از این سنین گویا به  نحوی علاقمند این موضوع می شویم و یا در تصمیم گرفتن ها یا اظهار نظر کردن ها  می خواهیم که خودمان باشیم  به دور از تأثیر پذیری از دیگران.

یکی از موضوعاتی که به نظر می رسد برای نوجوانی که به سنین نوزده سالگی نزدیک می شود(پایان دوره نوجوانی) و بعد وارد عرصه جوانی می شود اهمیت داشته باشد؛ رسیدن به توانمندی به نام «استقلال شناختی-عاطفی» است،یعنی بتواند گاهگاهی مستقلا تصمیم بگیرد و نیز قادر باشد بدون نیاز به تأیید خانواده کاری را آغاز ویا به پایان برساند و یا سرزنش کردن خانواده، او را به سرعت از کوره به در نکند و یا به یک پایداری هیجانی نسبی برسد.

 این مولفه در برابر مقوله ای است تحت عنوان«وابستگی شناختی-عاطفی»  به زبان ساده یعنی: چسبندگی روانی به پدر و مادر در تصمیم ها،تأییدها، رفتارها، و عواطف.

اهمیت این موضوع بیشتر در دوره جوانی خود را نشان خواهد داد. به خصوص زمانی که جوان با تصمیم های بزرگ روبرو می شود مثل تصمیم به ادامه تحصیل در شهر دیگر، تصمیم به انتخاب شغل و بالاتر از همه تصمیم به ازدواج.

مثلا همین موضوع ازدواج. به نظر می رسد یکی از مهمترین ملاکهای دختران در انتخاب همسر این است که آیا پسری که به خواستگاری آنها آمده از استقلال شناختی-عاطفی لازم بهره مند است یا نه؟ هرچند شاید این موضوع را در جلسه خواستگاری به زبان نیاورد ولی حتما به صورت ناهشیار  هم که شده به این موضوع اهمیت می دهد. جالب است که برخی از پسران گمان می کنند مهمترین ملاک دختران در انتخاب همسر، قیافه و تیپ آقایون است!!

وقتی دختری بعد ازدواج متوجه شود همسرش خود؛ نیازمند یک تکیه گاه دائم به نام «پدر» یا «مادر» و یا... می باشد؛ از همان لحظه ریشه های اختلاف و ناسازگاری بین آنها آغاز می شود. چرا که یک «احساس بی پناهی روانی» به سراغ او می آید و او دائم در تلاش بازسازی و بازیابی این پناهگاه روانی است. و اگر این بازسازی با موفقیت صورت نپذیرد؛ می تواند منشا شکل گیری پیامدی به نام «طلاق عاطفی» و فراتر از آن برای این خانواده جوان گردد.  همین اختلاف عروس و مادر شوهر شاید از همین عرصه ها کلید بخورد!

بنابراین به نظر می رسد لازم است تا زمانی که جوان به مرحله ازدواج نرسیده، کمی تمرین «بزرگسالی» نماید! بله  گاهی نقش بزرگترها را در عرصه خانواده بازی کند، در تصمیم های خانواده حتی به قیمت مسخره شدن و دردسر، دخالت کند، گاهی خریدهای منزل را او انجام دهد! بعضی اوقات هزینه ها و دخل و خرج های زندگی والدینی را او محاسبه کند، در تصمیمی که می گیرد هرچند بعدا پشیمان شده، اما کمتر اظهار پشیمانی کند(البته به شرطی که از قبل با بینش کامل و مشورت  چنین تصمیمی را گرفته باشد) و... .

البته اشتباه نشود! تلاش برای رسیدن به حس استقلال به معنای بی حرمتی و حریم شکنی مقام پدر و مادر نیست! چیزی که برخی از جوانان به اشتباه آن را اینگونه تلقی کرده اند. 

هنر شما رسیدن به این توانمندی در عین رعایت حریم ها و حفظ حرمتها والدین است که این بحث، عرصه دیگری را می طلبد که فعلا مجال آن نیست تا نظر شما چه باشد؟





نوع مطلب : روان‌شناسی خانواده، 
برچسب ها : دختران، ملاک ازدواج، پسرها، وابستگی، انتخاب، طلاق، طلاق عاطفی،
لینک های مرتبط :


عشق،حسین،طواف،اسرار ازل،مَحرم،مُحرم،محرّم،زهیر،نماز

وحسین علیه السلام مَحرم اهل مُحرّم است و او مُحرمان کویش را مَحرم اسرار خود می سازد.

«زهیر بن قین بجّلی» یکی از همین هاست.آنجا که در مسیر حرکت به سمت کربلا، حضرت حسین علیه السلام پیک فرستاد به دنبال او، او که هم مسلک حسین علیه السلام نبود،اصلاً حسین گریز بود و شاید حسین ستیز!

وقتی پیغام حضرت حسین علیه السلام راشنید که «حضرت ابوعبدالله تو را خوانده است!» گفت«مرا با حسین بن علی چکار؟!» من که با او کاری ندارم؟

اینجا همسر زهیر بود که نهیب زنان، فطرت خفته و عشق سفته زهیر به حسین علیه السلام را زنده کرد و او را رهسپار کوی حسین علیه السلام نمود و او احرام کوی حسین بست... .

وزهیر وارد خیمه حسین بن علی علیهما السلام شد، اینجا بود که  اسرار ازل را به او آموخت حضرت صاحب الاسرار،حسین(علیه السلام).

و او شیدایی حسین شده بود وقتی از خیمه حضرت خارج شد.

چه کرد وقتی مَحرم حسین شد،آری در روز عاشورا در طوف حرم حسین، فدایی نماز حسین علیه السلام شد.سلام بر او و  سلام بر دایره دار طواف او.

بکوش تا مُحرم کویش شویم ؛ شاید که مَحرم اسرارمان کنند!





نوع مطلب : روان‌شناسی اخلاق، 
برچسب ها : حسین، زهیر، مَحرم، مُحرم، محرّم، عشق، نماز،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
محیی
وبلاگی برای زندگی
درباره وبلاگ

نوشتارهای حمید رفیعی هنر

مدیر وبلاگ : حمید
نویسندگان
نظرسنجی
وقتی مطلب جدیدی در وبلاگ محیی می بینید ترجیح میدهید چه کنید؟








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :