تبلیغات
محیی - زندگی با واقعیت یا تفسیر ما از واقعیت
 
چهارشنبه 23 شهریور 1390 :: نویسنده : حمید

                                              

شده تا حالا تو خیابون تنه کسی به تنه شما بخوره؟! تو لحظه اول قبل از اینکه موضوع رو بررسی کنی، چه احساسی پیدا می کنی؟

من که باشم ناراحت و عصبانی میشم، پیش خودم میگم:«میخواسته به من توهین بکنه!»، اما حالا بر میگردی به یارویی که تنه زده یه حرفی بزنی، که یه دفعه می بینی بنده خدا نابیناست با عصا داره راه میره، و هیچ قصد و غرضی ام نداشته، حالا چه احساسی بهت دست میده؟ فکر کنم یه چیزی تو مایه های دلسوزی، ترحم، قصد کمک و... .

                                                    

 

واقعاً چطور میشه که از یک اتفاق(خوردن ضربه به بدن ما) دو تا احساس متفاوت پیدا می کنیم(عصبانیت- ترحم)؟! جوابش روشنه! چون گاهی ما واقعیتها رو اول تفسیر می کنیم و بعد بر اساس تفسیر خودمون از واقعیت، عمل می کنیم و گاهی هم نه، اول خود واقعیت رو پیگیری می کنیم وبعد نتیجه میگیریم.

حالا شما بیا ببین تو زندگی هر روزه مون چقدر از این اتفاقات می افته، تو برخورد با رفیق، برخورد با خانواده، پدر ، مادر ، برخورد با کارفرما و مدیر، ارتباط با هم کلاسی و هم دوره ای و استاد، بالاتر، ارتباط با افراد اثر گذار تو جامعه و... تو اتفاقات مختلف چه تفسیرها که نکرده ایم و چه احساسات عجیب و غریب نسبت به خودمون یا دیگران پیدا نکرده ایم!!

من که معتقدم خیلی اوقات، ماها «با تفسیر خودمان از واقعیت زندگی می کنیم و نه با خود واقعیت »؛ یعنی «طناب» خشک و بی جان رو «مار» تفسیر می کنیم و بعدش ترس و وحشت سراغمون میاد و بالعکس،«مار» رو «طناب» تفسیر می کنیم ، آرومیم و ککمون هم نمی گزه!! .





نوع مطلب : روان‌شناسی مشاوره، روان‌شناسی شخصیت، 
برچسب ها : تفسیر واقعیت، تفسیر، واقعیت، فکر، برداشت، دنیا، نگاه،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 مرداد 1396 02:50 ب.ظ
I quite like looking through a post that can make people think.
Also, many thanks for allowing for me to comment!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:22 ب.ظ
Attractive part of content. I simply stumbled upon your site and in accession capital to
say that I acquire in fact loved account your blog posts.
Anyway I'll be subscribing on your augment and even I achievement you get entry to consistently quickly.
یکشنبه 27 شهریور 1390 02:04 ق.ظ
سلام.شاید یکی از مصادیق نگاه اینجوری، صدور حکم قبل از محاکمه باشه.با یه نگاه زندگیه طرفو میریزیم رو دایره و چیزایی بهش نسبت میدیم که اصلا روحشم خبر نداره! حدس میزنم وبلاگ خوب و مفیدی از آب در بیاد. وبلاگ زده شدیم از بس وبلاگهای آبکی دیدیم.
حمید سلام و گاهی هم زندگی خودمونو میریزیم تو هم که نمی دونیم چه جوری حالا درستش کنیم. با تشکر از نظرات دقیق شما. تشویق های شما مایه دلگرمی ماست.
جمعه 25 شهریور 1390 01:13 ب.ظ
بابا پیشرفته! آپ تو دیت!
حمید سلام به آقا ناصر عزیز و تشکر از نظرشون امیدوارم از نظرات کارشناسانشون بیشتر استفاده کنیم.
پنجشنبه 24 شهریور 1390 07:34 ب.ظ
سلام.
مطلب خیلی جالبی بود.توش درسای زیادی است.انشاالله بتونیم تو زندكیمون استفاده كنیم.
حمید فرهاد جان از نظر مشوقانت تشکر می کنم انشاءالله که همینطور باشه، به همه سلام برسان!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


محیی
وبلاگی برای زندگی
درباره وبلاگ

نوشتارهای حمید رفیعی هنر

مدیر وبلاگ : حمید
نویسندگان
نظرسنجی
وقتی مطلب جدیدی در وبلاگ محیی می بینید ترجیح میدهید چه کنید؟








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :