تبلیغات
محیی - وقتی نمی توانیم تغییر دهیم
 
جمعه 25 شهریور 1390 :: نویسنده : حمید

شخصیت،تغییر،پرخاشگری،طلاق،والدین

خیلی اوقات پیش میاد که با کسانی که زندگی می کنیم، آبمون تو یه جوب نمیره، خب گاهی اوقات موضوع رو فیصله میدیم، اما بعضی اوقات دیگه موضوع قابل تحمل نیست. هرکاری می کنیم که طرف مقابلمون عوض بشه، مثل ما فکر کنه، اونجوری که ما دوست داریم بشه ، اما ظاهرا شدنی نیست. اینگار طرف، اصلا اینطوری ساخته شده و عوض شدنی نیست!

در این مواقع، تصمیم کلان و کلی شما چه خواهد بود؟

شاید شما تصمیم بگیرید که دیگه بی خیال ادامه دادن با او باشید! اما گاهی شرایط طوریه که جدا شدن از طرف مقابل یه جورایی ناممکنه. مثل فرزندی که با والدین داره زندگی میکنه، زن و شوهری که باید زندگی رو ادامه بدن، دانشجویی که مجبوره با استادی دائما مراوده داشته باشه و... . تو اینجور موقعیتها شاید هم همچنان اصرار به تغییر خلق و خوی او داشته باشید!

اما شده به راه سومی(به غیر از جدایی و تغییر) هم بیندیشید؟!

 

چی راه سوم ؟ آره و اون راه «پذیرش  شخصیت طرف مقابله!».

اگه باور داشته باشی که «شخصیت» انسانها چیزی شبیه درختی است که سال به سال تنومند و استوارتر شده و تغییر جهت تنه این درخت خیلی معقول نیست(همون قضیه؛ زهر عقرب نه از ره کین است  اقتضای... )؛ اونوقت دیگه خیلی اصراری در تغییر دادن او(مخصوصا در دوره بزرگسالی) نخواهی داشت.

میدونید میخوام چی بگم؟ وقتی افراد را آنگونه که هستند پذیرفتیم؛ آن وقت به جای فکر کردن به آنها، بیشتر درباره خودمان تفکر می کنیم. 





نوع مطلب : روان‌شناسی شخصیت، روان‌شناسی مشاوره، 
برچسب ها : شخصیت، پذیرش شخصیت، تغییر، پذیرش، جدایی، طلاق، خشونت،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 مرداد 1396 12:41 ب.ظ
First off I want to say terrific blog! I had a quick question in which
I'd like to ask if you do not mind. I was curious to find out
how you center yourself and clear your thoughts prior to writing.
I have had a hard time clearing my thoughts in getting my ideas
out. I truly do take pleasure in writing but it just seems like
the first 10 to 15 minutes tend to be wasted simply just trying to figure out
how to begin. Any recommendations or hints? Thanks!
شنبه 30 مهر 1390 11:12 ب.ظ
سلامی دوباره
راه سوم رو قبلا هم دیده بودم ولی فرصت نشده بود راجع بهش فکر کنم.ممنون از تلنگرتون
راستی برچسب خشونت رو خوب اومدی.یه خودکشی هم میزاشتین بد نبود(خیلی جنایی شد!)
سه شنبه 29 شهریور 1390 10:45 ب.ظ
سلام بازم ممنون ازدیدارتون
خیلی خوش حال میشم بازم سربزنید
دوشنبه 28 شهریور 1390 02:17 ق.ظ
به نام خدا (سلام)...
حمید با سلام به (سلام)عزیز و تشکر از دیدار شما از ما منتظر نظرات خوب شما هستیم
یکشنبه 27 شهریور 1390 02:20 ق.ظ
سلام.مطلب جالبی بود حال كردیم.اما فكر میكنم بین قبول شخصیت طرف مقابل و ناامیدی از تغییر,ممكنه اشتباه بشه گاهی اوقات.البته همه اینا در صورتیه كه به درستی حرف خودمون شك نداشته باشیم
حمید علی جان سلام! این دقت نظراتت منو کشته خوشم میاید با دقت فلسفی نگاه میکنی، با نظرات کارشناسانه بیشتر به ما سر بزن.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


محیی
وبلاگی برای زندگی
درباره وبلاگ

نوشتارهای حمید رفیعی هنر

مدیر وبلاگ : حمید
نویسندگان
نظرسنجی
وقتی مطلب جدیدی در وبلاگ محیی می بینید ترجیح میدهید چه کنید؟








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :