تبلیغات
محیی - شادی هالیوودی نخ‌نما شده است
 
محیی
وبلاگی برای زندگی
 
 
سه شنبه 8 دی 1394 :: نویسنده : حمید

در ادامه پست پیشین ««گالوپ» در نظرسنجی‌های خود فرهنگ را لحاظ نمی‌کند»

سه سوال مختصر ، سه پاسخ مبسوط:

شادی، اسلام، هالیوود، ایران، گالوپ، سنجش

نقش دین در سنجش‌های شادکامی چیست؟ نگاه دین به شوخی و خنده چیست؟ و نقش دینداری در رضایت زندگی چگونه است؟

*با توجه به اینکه پرسشنامه‌های مربوط به سنجش شادکامی باید راستی‌آزمایی شوند، بحث دین را در کدام قسمت می‌توان لحاظ کرد؟ آیا باید از شخص سؤال شود که او فردی مسلمان، مسیحی، یهودی یا لائیک است؟ اصلاً آیا این فاکتور مهمی است که در تست‌های سنجش میزان رضایتمندی، شادی و شادکامی سؤال شود؟

رفیعی: سؤال خوبی است که آیا دین به عنوان یک مؤلفه در کنار سنجه‌ها باید باشد یا نباشد و ما باید توجهی به آن بکنیم یا خیر؟ مستحضرید که پدیده دین و دین‌داری به لحاظ علمی سال‌هاست که در روان‌شناسی مورد مطالعه است و برخلاف تصوری که در یک دوره‌ای وجود داشت که حوزه دین را از حوزه روان جدا می‌کردند و وقتی می‌خواستند وارد صحنه درمان اختلالات روانی شوند می‌گفتند کاری نداریم این فردی که مراجعه کرده و مشکلات روانی اعم از افسردگی، اضطراب و وسواس و... دارد، چه اعتقادی دارد. سؤال نکنید که چه دینی دارید، چه زمینه‌های دینی دارید بلکه فارغ از مباحث دینی و دین‌داری برای درمان مشکل و افزایش رضایتمندی از زندگی‌اش وارد صحنه شوید.. سال‌ها تحقیقات انجام شد، بعضی محققان متوجه شدند ما نمی‌توانیم مفهومی به نام دین‌ و معنویت (البته دسته‌ای از افراد دین را از معنویت جدا و گروهی هم این دو را با هم ادغام ‌کردند) را جدا کنیم و از دینداری افراد نپرسیم. جالب است بدانید که یک پیمایش ملی در آمریکا در سال 2001 انجام شد و از 20 هزار نفر از مردم آمریکا از ایالت‌های مختلف این سؤال را پرسیدند که به نظر شما «در عصر کنونی با توجه به رشد و پیشرفت تکنولوژی، آیا دین می‌تواند مهمترین مسائل زندگی امروز شما را حل کند یا خیر؟» قریب به 80 درصد افراد پاسخ مثبت دادند و گفتند بله ما معتقدیم دین، امروز می‌تواند به جدی‌ترین و پرچالش‌ترین مسائل زندگی ما پاسخ دهد البته پاسخ هم دارد. خب به نظر شما، با همه اهمیتی که پدیده دینداری دارد، چقدر در مقیاس‌های موجود منعکس شده است؟ بنده می‌گویم به ندرت، آن هم فقط وقتی از خودِ دینداری قرار است سوال شود و الّا در سنجه‌های شادکامی و بهزیستی کمتر به این موضوع پرداخته شده است.

حرفی را که برخی مغرضانه زده‌اند، ما به جای آنکه تحلیلش کنیم، باورش کردیم! اما نتیجه کاملاً غلط است به خاطر این که دعا و عزاداری برای اهل بیت(ع) افسردگی نمی‌آورد

اسلام، شادی، هالیوود، گالوپ،سنجش


*یکی از شبهاتی که پیش می‌آید که یک تعدادی از احادیث ما را گلچین می‌کنند مثلاً سخن امیرالمؤمنین (ع) که می‌فرماید: هر که بازی و شوخی او زیاد شود عقل او کم است از طرف دیگر در روایات آمده است که مؤمن همواره غمی در دلش دارد و این احادیث باعث می‌شود که غربی‌ها بگویند دین اسلام رابطه خوبی با شادی ندارد؟ آدم مؤمن معمولاً یک انسان غمگین، عبوس و ... است چگونه باید این شبهه را پاسخ داد؟

رفیعی: یک فرد مسیحی که به تازگی مسلمان شده بود ابتدا سنی و سپس مذهب تشیع را برگزیده بود از وی درباره چگونه مسلمان شدنش پرسیدند گفت احساس می کردم این دینی که دارم ناکارآمد است و جوابگوی تمام مسائلم نیست. لذا اسلام را انتخاب کردم و در خصوص شیعه شدنش اظهار داشت که متوجه شده است که در تفکر شیعه چیزی به نام محبت، عطوفت و لطافت هست که در مذاهب دیگر کمتر دیده می‌شود این بود که مرا به سمت تشیع کشاند.

همان‌طور که اشاره شد تعبیر غم، حزن و ... این تعابیری که در روایات آمده است نباید بلا فاصله مفهوم منفی غم و حزن را به ذهن بیاوریم و بگوییم اسلام گفته مؤمن باید محزون باشد یعنی اینکه در فاز افسردگی بیفتد و افسرده شود در واقع این برداشت نادرست ما از این روایات است. ما تصور می‌کنیم اگر در روایات حالاتی غیر از شادی ظاهری از مردم خواسته شده این لطمه‌ای به سلامت روان آنها می‌زند. بگذارید این‌گونه بگویم: ما به جای اینکه سؤال کنیم آیا «مردم شاد هستند» به این معنا که دائم در حال خنده‌اند و اصلاً علائم حزن در چهره ندارند، بهتر نیست سؤال کنیم آیا «مردم به لحاظ روانی سالم هستند؟» ما باید به لحاظ روانی، انسان‌های سالمی باشیم و به جای اینکه سؤال کنیم آیا شما دائم می‌خندید، بپرسیم آیا شما به لحاظ روانی، آدم سالمی هستید یا خیر. بدین معنا که آیا شما در زندگی خود احساس کارآمدی از درون دارید، احساس کفایت درونی می‌کنید؟ این‌ها در واقع مؤلفه‌هایی است که دین اسلام مد نظر دارد.

در دوره‌ای هر جا بحث حزن و غم بود،  یک وحشتی به جان آدم‌ها می‌افتاد لذا در دوره‌ای برخی روان‌شناسان انسان‌ها را به این سمت سوق می‌دادند که در هیچ لحظه از زمان و مکان نباید احساس غمگینی کنید و هر لحظه احساس غمگینی پیدا کردید بدانید که یک چراغ هشدار روشن شده و باید تلاش کنید که بلافاصله آن را بر هم زده و کاری کنید احساس غمتان از بین برود.

محققان روان شناسی و به خصوص حوزه آسیب شناسی روانی کم کم متوجه شدند این طور هم نیست که احساس غم، یک چیز مذمومی باشد. آنها غم را به احساس گناه تعبیر می‌کنند و می‌گویند ما فکر می‌کردیم احساس گناه همیشه ناپسند است در حالی که فکر می‌کنیم احساس گناه یک انگیزه درونی است که ما را به جلو هل می‌دهد بدین معنا که اگر ما یک کاری انجام دادیم بعد حس بد و احساس گناه در درونمان پیدا کردیم این احساس گناه، سازنده است می‌‌شود برگشت و عذرخواهی کرد، چیزهایی اتفاق افتد، کاری کنیم که آن کار قبلی را تکمیل کند و ما نباید آدم‌ها را از این احساس مثبت محروم کنیم. این تعابیر روان‌شناسان غربی‌ است.

ما در مباحث دینی‌مان هم می‌بینیم که دقیقاً همین طور است این حزن و این غم درونی انگیزه‌ای می‌شود برای حرکت دادن و رو به جلو حرکت کردن. اینکه برخی‌ها شیطنت کرده و می‌گویند اسلام دین گریه است بعید است انگیزه سالمی پشت این قضیه داشته باشند. کسانی که می‌گویند اسلام دین گریه است دو حالت دارد؛ یا واقعاً انگیزه‌ای دارند این گونه صحبت می‌کنند یا اینکه اسلام را به درستی نفهمیده‌اند. اگر منظورشان از گریه این است که ما در فرهنگ‌مان مفهومی به نام گریه داریم، بله داریم، گریه، گریه سازنده است هیچ وقت اسلام نمی‌پذیرد که شما بدون دلیل و به صورت افراطی و طولانی مدت گریه کنید و از کارهای اولیه زندگی‌تان باز بمانید، مدحی در این گریه وجود ندارد بلکه مذمت هم می‌شود.

کسانی که می‌گویند اسلام دین گریه است دو حالت دارد؛ یا واقعاً انگیزه‌ای دارند که این گونه صحبت می‌کنند یا اینکه اسلام را به درستی نفهمیده‌اند

اما گریه‌ای که هدف‌دار باشد و ما را به یک سمتی حرکت داده و در ما یک انگیزه روانی ایجاد کند، ما را یک گام به سعادت نزدیک‌تر کند، این گریه ممدوح است. این گریه، گریه‌ای است که در شب‌های قدر و در روضه امام حسین علیه‌السلام اتفاق می‌افتد. متقابلاً هم همین طور است اکنون دیگر پدیده‌ای به نام «هالیوود هپینس» «Hollywood happiness»؛ شادی هالیوودی در حال نخ‌نما شدن است. خودشان در حال رسیدن  به این نتیجه هستند که ما فکر می‌کردیم که انسان‌ها را باید دائماً به سمتی سوق می‌دادیم که مرتب بخندند، هر روز بخندند، تجربه شادی‌ هالیوودی داشته باشند، صحیح است اما این‌گونه نیست. امروزه برخی روان‌شناسان آمریکایی در حال ترویج فرهنگ ساده زیستی، خیرخواهی در حق دیگران، و اجتناب از آرزوهای مبتنی بر ثروت و شهرت هستند.

شادی، اسلام، هالیوود، ایران، گالوپ

فرهنگ اسلامی ما هم همین را می‌گوید که نه تنها خنده همیشه فایده ندارد بلکه آثار روانی مخربی را هم بر جای می‌گذارد و گاهی اوقات ما را از یک سری اهداف بالاتر محروم می‌کند از این رو می‌بینیم این طور نیست که خنده بدون جهت و بدون دلیل قهقهه زدن ما را خوشحال کند و بگوییم به‌به چقدر زندگی خوبی، که ما هر روز می‌خندیم.

به جای اینکه ما بگوییم آیا تو حزن داری یا آیا تو غم داری سؤال کنیم آیا تو به لحاظ روانی سالم هستی یا خیر؟ لزوماً نشانه‌های سلامت روان، شادی نیست چرا که ما فکر می‌کنیم غم نشانه ناسلامتی است یا نبود غم نشانه سلامت است. انسان‌هایی که همیشه می‌خندند به معنای این نیست که به لحاظ روانی سالم‌اند. امروزه می‌گویند شادی قطب مقابل بیماری روانی نیست، می‌شود انسان‌ها شاد باشند اما در عین حال پریشانی روانی زیادی داشته باشند و این‌گونه نیست که ما انسان را شاد ببینیم و بگوییم عجب زندگی خوبی دارد ما باید به حال کسانی غبطه بخوریم که به لحاظ روانی سالم هستند.

حضرت علی (ع) در زندگی شخصی خویش، تعابیری از غم و اندوه دارند که به ظاهر اگر بخواهیم امروز قضاوت کنیم می‌گوییم که این فرد، چقدر افسرده است در حالی که ما به لحاظ اعتقادات کلامی‌مان هیچ وقت نمی‌توانیم تصور کنیم که امام معصوم‌ از نظر روانی، ناسالم باشد.

روانشناسان آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند اینکه انسان‌ها را باید دائماً به سمتی سوق می‌دادیم که مرتب بخندند، هر روز بخندند، تجربه شادی‌ هالیوودی داشته باشند، صحیح نیست

زمانی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام داشتند حضرت زهرا سلام‌الله علیها را به خاک می‌سپردند تعابیری از ایشان نقل شده است از جمله اینکه «أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ» حزنم ابدی شد «وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ» شب‌ها تا صبح خوابی به چشمانم ندارم. «وَ همٌّ لا یَبرحُ مِن قَلبی» یک همّی به دلم افتاد که دیگر از دلم خارج نمی‌شود. این  تعابیر را به فهرست طبقه‌بندی اختلالات روانی  مثل«ICD»  و«DSM-5»  بدهیم ا می‌گویند این فرد، یک غم دارد و شب‌ها هم تا صبح نمی‌خواب و غمی همواره در دلش است احتمالاً از یک اختلال روانی، از یک افسردگی مشخص یا نامشخص رنج می‌برد!

اما در حالی که تاریخ می‌گوید تازه بعد از شهادت حضرت زهرا (س) امیرالمؤمنین (ع) حکومت به راه انداختند چقدر کار انجام داد که اگر کسی به لحاظ روانی ناسالم باشد نمی‌تواند کار انجام دهد. درست است که امروزه می‌گویند تا کارکرد اجتماعی فرد، «Function» فرد به هم نریخته باشد، برچسب اختلال بر او زده نمی‌شود، اما بالاخره غیر این است که ما از مفهوم حزن، همّ، و غم وحشت داریم؟ و تصورمان این است که نباید هیچ‌گاه این امور را تجربه کنیم. و تا حزنی در دل احساس کردیم، بدویم تا آن را به شادی تبدیل کنیم.

*دینداری چه نقشی در رضایت ما از زندگی دارد و چگونه آن را باید به صحنه سنجش کشاند؟

رفیعی: روانشناسان بر اساس تحقیقات خودشان فکر می‌کردند دین و دینداری یک بک‌گراند و پس‌زمینه است که نباید خیلی وارد این فضا شد و از دین‌داری افراد سؤال کرد در حالی که بعدها متوجه شدند به جای اینکه دین بک‌گراند(Background) باشد فور گراند(Foreground) است به جای اینکه یک تابلوی پشت‌سر باشد؛ یک نورافکنی جلوی چشم است چرا نباید بپرسیم. اتفاقاً باید از نوع نگاه این انسان به جهان و سایر پدیده‌ها سؤال کنیم و بگوییم تو دنیا را چگونه می‌بینی؟ چه اعتقادی داری؟ اتفاقاتی که در زندگی برایت پیش می‌آید، مسئله‌ای که با فرزندت، همسرت برایت پیش می‌آید چه تعریفی، چه نگاهی داری؟ زندگی را چگونه می‌بینی؟

در حکایت‌ها و مثل‌های فرهنگ خودمان داریم؛ سه نفر در یک جا مشغول ساختن مسجدی بودند با دستمزد یکسان. از اولی سؤال شد چه کار می‌کنی؟ با ناراحتی و غرولند گفت عین فلان حیوان(!) از صبح زود از خانه می‌زنیم بیرون تا شب همانند حمار کار می‌کنیم و به خانه می‌آییم فقط شکم زن و بچه را سیر کنیم، از دومی سؤال کردند شما چه می‌کنی؟ گفت: نان حلالی برای همسر و فرزندانم تهیه می‌کنم(رضایت نسبی از زندگی‌اش داشت)، از سومی که خیلی احساس خوبی داشت سؤال کردند، گفت: مسجدی را برای خدا بنا می‌کنیم. بنابراین با وجود اینکه یک کار بود اما سه نگاه، سه جهان‌بینی، حال و هوای انسان‌ها را تغییر می‌دهد. باید از دینداری افراد سؤال شود منتها نحوه پرسیدن، به اصول طراحی پرسشنامه‌ها و مقیاس‌ها بازمی‌گردد و متناسب با هر سازه روانیمفهوم دین و دینداری وارد صحنه شود.

دو تا کار در اینجا اتفاق می‌افتد؛ زمانی ما می‌آییم سازه‌ها و سنجه‌ها را مشخصاً بر اساس منابع اسلامی طراحی می‌کنیم طبیعی است که منابع اسلامی، یک رویکرد و هدف خاصی را برای انسان تعریف کرده است لذا پرسش‌هایی هم که از دل آن طراحی می‌شود انتظار داریم تماماً بی جهت با سعادت بشر نباشد. زمانی هم ما سنجه را بر اساس منابع اسلامی طراحی نکرده‌ایم و بر اساس فرهنگ موجود طراحی می‌کنیم اما در همین فرهنگ موجودی که آدم‌ها یک بخش جدی زندگی‌شان دین‌مداری‌شان است قاعدتاً سؤال هم باید از جنبه دینداری افراد باشد و نمی‌توان فارغ از این مفهوم، حالات روانی انسان‌ها را چک کرد و انتظار داشت به آن پاسخ واقعی دست یافت.

شادی باید پیامد منفی نداشته باشد، تمام ابعاد وجودی انسان را در بر بگیرد و به اندازه باشد. اگر از اندازه خودش خارج شد، منفی است





نوع مطلب : روانشناسی فرهنگی، 
برچسب ها : شادی، اسلام، هالیوود، سنجش، گالوپ، ایران،
لینک های مرتبط : خبرگزاری فارس،


جمعه 25 مرداد 1398 02:52 ق.ظ
We're having coffee at Nylon Coffee Roasters on Everton Park
in Singapore. I'm having black coffee, he's possessing
a cappuccino. He or she is handsome. Brown hair slicked back, glasses
that are great for his face, hazel eyes and the most beautiful lips I've seen. He's well made,
with incredible arms and a chest that is different on this sweater.

We're standing right in front of one another talking about us, what we really
wish for in the future, what we're seeking on another person. He starts saying that he's been rejected
a great deal of times.

‘Why Andrew? You're so handsome. I'd never reject you ', I say He smiles at me, biting his lip.


‘Oh, I do not know. Everything happens for an excuse right.
But analyze, you would not reject me, can you Ana?' He said.



‘No, how could I?' , I replied

"So, would you mind if I kissed you currently?' he was quoted saying as I am nearer to him and kiss him.

‘The next occasion don't ask, just do it.' I reply.

‘I enjoy how you would think.' , he said.

At the same time, I start scrubbing my rearfoot in her leg, massaging it slowly. ‘What can you enjoy girls? And, Andrew, don't spare me the details.' I ask.

‘Everyone loves determined women. Someone you never know what you want. Someone who won't say yes even though I said yes. Someone who's not afraid when trying new stuff,' he says. ‘I'm never afraid when attemping new stuff, especially on the subject of making a new challenge in the bedroom ', I intimate ‘And I like ladies who are direct, who cut in the chase, like you recently did. To become
honest, which is a huge turn on.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


نوشتارهای حمید رفیعی هنر

مدیر وبلاگ : حمید
نویسندگان
نظرسنجی
وقتی مطلب جدیدی در وبلاگ محیی می بینید ترجیح میدهید چه کنید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :