تبلیغات
محیی - وقتی نمی دانم کی! چی میگه؟!
 
پنجشنبه 7 مهر 1390 :: نویسنده : حمید

اندیشه،آشفتگی،نجات،خدا،سردرگمی،  نظرات دوستانی که مطلب «وقتی فقط یکی برامون مهم میشه » رو مطالعه می کردم، گفتم بگذار این هفته هم  تو همین فضا باشیم!

 داشتم با خودم فکر می کردم  منابع فکر اگه این سه تایی باشه که اونجا ذکر کردم، همیشه کار ساز نیست.

گاهی اوقات تو مراحل مختلف زندگی پیش میاد که هر کی یه چیزی می گه که این خودش منبع آشفتگی و تنش روانی همه جانبه میشه . مثلاً یه کاری رو خودم با خویشتن نگری درست می دونم، در حالی که مردم و اطرافیانم با اون مخالفن! خوب تا اینجا مشکلی نداره، امّا مشکل از اونجا شروع میشه که من تو فکرم تصور کنم که مردم اون کارو درست می دونن  و او نوقت با خودم بگم اگر این کار رو انجام بدم، مردم هم خوششون میاد؟ در حالی که نتیجه برعکسه! اینجاست که یه جور آشفتگی روانی سراغم میاد.

یا نه بعضی موقع ذهنم کاملاً قفل میکنه، تو یه کار  یا رفتار خاصی، خودم که اصلاً به نتیجه ای نرسیدم  و هر کاری کردم خویشتن نگری  جواب نداده از طرف دیگر هرچی فکر میکنم که مردم تو این زمینه چی میگن و نظراتشون چیه؟ اونجا هم به نتیجه نرسیدم چون

                             هرکی یه چیزی میگه!

 یکی میگه این کار درسته، یکی میگه غلطه! یکی بی تفاوت از کنار این رفتارم میگذره، اینگاری اطرافیانم هم به نتیجه درستو درمونی نرسیدن و... خلاصه آشفته بازاری میشه این روان من!

برای مثال،  وقتی دوست دارم یه غذایی رو بخورم امّا ذهنم قطع نمیده آیا این کار درسته یا نه؟ از اون طرف، هرچی هم فکر می کنم که مردم چی میگن؟ می بینم مردم هم خودشون سر در گم اند! تو مردم هم که می رم، می بینم هرکی یه چیزی می گه! یکی میگه خوردن این خوراکی ضرر داره! یکی میگه نه اتفاقن کلّی فایده داره! بعضی ها هم، همین جوری نگاه می کنن و نظری ندارن!

یا توی تماشای به یه فیلم، رفتن به یه مکان، نگاه کردن به یه منظره، خلاصه پیش میاد از اینجور رفتارهای پیچیده.

حالا تو این موقعیت ها شما باشین چیکار میکنین؟!

به نظر من می رسه، باید اینجور موقع ها سراغ یه منبعی از شناخت بریم که فصل الخطابه، و میشه حرفشو قبول کرد. اون منبع هم باید طوری باشه که همه جانبه نگر باشه

همه چیزو از بالا ببینه

هم منو بشناسه، هم دیگرانو بشناسه

و هم به سود و زیان من آگاه باشه،

 و من هم به گفته او اطمینان داشته باشم.

این منبع شناخت خیلی می تونه به من کمک کنه که منو از این آشفتگی ذهنی و روانی خارج کنه و بگه الان تکلیف تو چیه؟ و باید چیکار کنی! و کار درست چیه!

فکر نمی کنم این منبعی که ازش صحبت می کنم، از جنس ما آدم ها عادی و مادّی باشه، باید بالاتر از این حرف ها باشه،او باید:

                     « بالاتر از همه اندیشه ها باشد»





نوع مطلب : روان‌شناسی شخصیت، 
برچسب ها : خویشتن نگری، آشفتگی روانی، آرامش روانی، حرف مردم، منابع شناخت، اندیشه، اندیشه ها،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 مهر 1390 10:58 ق.ظ
به نام خدا سلام
مطالبت خیلی جالبن.به نظر من اگه توی هفته دو بار مطلب بزاری خیلی بهتره.
حمید سلام ممنون که به ما سر زدی منتظر نظرات دیگه شما هستم
دوشنبه 11 مهر 1390 07:19 ب.ظ
سلام
کی چی میگه؟
یا
چی کی میگه؟
حمید بالاخره هر کی هر چی میگه! ممنون که سر زدی
دوشنبه 11 مهر 1390 07:44 ق.ظ
هوا خواه توام جانا و می دانم که می دانی
که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی.
امیدوارم که ایمانمون به وجود و شاهد و ناظر بودن حضرت حق قویتر بشه. واقعا مطالب مفیده. مشکل اینترنت دارم کمتر سر می زنم
حمید هیچ دانی که من زار و گرفتار توام
با دل و جان سبب گرمی بازار توام
تشکر از نظر بسیار خوبتان باز هم به ما سر بزنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


محیی
وبلاگی برای زندگی
درباره وبلاگ

نوشتارهای حمید رفیعی هنر

مدیر وبلاگ : حمید
نویسندگان
نظرسنجی
وقتی مطلب جدیدی در وبلاگ محیی می بینید ترجیح میدهید چه کنید؟








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :