سه شنبه 22 تیر 1395 :: نویسنده : حمید
سخنم را با سلام آغاز می‌کنم که بهترین نام  است و بهترین احساس را به همراه دارد.
قبلا در یکی از مصاحبه‌ها گفته بودم که چرا با اینکه فرهنگ ما شرق نشینان عموماً جمع گرا است اما رفتارهای فردگرایانه از خود بروز می‌دهیم؟ در غار تنهایی خود می‌خزیم و در یک جمع دوست داریم با یک وسیله همچون موبایل، و تبلت ارتباط داشته باشیم تا با افراد. اما واقعیت این است که ما همچنان با جمع در ارتباطیم اما گویا تمایل پیدا کرده‌ایم با دنیای مجازی بیش از دنیای واقعی تعامل پیدا کنیم، از طریق شبکه‌های مجازی با افراد هم صحبت شویم و احساساتمان را از آن طریق به آنها منتقل کنیم!! شاید این خاصیت تکنولوژی باشد و شاید هم حکایت از یک نیاز روانی پنهان و یا یک مهارت جدید، نمی‌دانم؟

تلگرام، بی موبایل هراسی، فرهنگ، روانشناسی، شبکه مجازی

به نظر می‌رسد ما ایرانیان همچنان روحیه جمع گرایانه خود را حفظ کرده‌ایم اما شکل و شمایلش متفاوت شده. ما دیگر دوست نداریم با افراد حتی آنهایی را که می‌شناسیم در دنیای واقعی رابطه برقرار کنیم و یا اصلاً گویا مهارت ارتباط واقعی را از دست داده‌ایم. گویی نیاز ما به دنیای مجازی بیش از دنیای واقعی شده، طوری که دیگر جدایی از آن برایمان خیلی سخت شده و اصلاً در صورت نبود آنها دچار نوعی «فوبیا» و «ترس» شده‌ایم. ما امروزه به چیزی به نام «تلگرام» و «اینستاگرام» نیاز پیدا کرده‌ایم تا حالات روانی خود، خوشحالی خود، ناراحتی خود و اطلاعات خود را با دیگران به اشتراک بگذاریم، با آنها در آن فضا صحبت کنیم، اظهار محبت کنیم، «استیکر» مثبت و منفی بفرستیم و اعلام حضور کنیم.
تلگرام، بی موبایل هراسی، فرهنگ، روانشناسی، شبکه مجازی
جالب است حتماً شما هم مواجه شده‌اید با افرادی که در بیرون هیچ ابراز احساساتی از آنها نمی‌بینید اما آنها در فضای مجازی چقدر زیبا بلدند به شما اظهار محبت کنند! افرادی که در دنیای بیرون قدرت نه گفتن ندارند اما در دنیای مجازی، ما آنها را افراد فعال و جسوری می‌یابیم 
نمی‌دانم شاید دنیای مجازی مسوولیت آور نیست، تنبیه کننده نیست، و یا ما تشویقهایش را جدّی نمیگیریم، 
به هر حال ما از این موجود به ظاهر بی اثر، شدیداً دچار ترس شده‌ایم نه از «حضورش» که از «نبودش»! ما امروز دیگر نمی‌توانیم به شبکه‌های مجازی متصل نباشیم، چون نگرانیم از جامعه عقب بمانیم، یا از حرفهایی که بین هم گروهی‌ها رد و بدل می‌شود بی خبر بمانیم، شاید کسی با ما کار داشته باشد و ما «آنلاین» نباشیم، شاید و شاید؟. در حالی‌که وقتی به تاریخچه عضویت خود در یک گروه مراجعه می‌کنیم متوجه می‌شویم شاید چندان خبر مهمی نبوده که اگر ما از آن مطلع نمی‌شدیم دچار «خسران» می‌شدیم، یعنی دچار نوعی «بی تلگرام هراسی» شده‌ایم و این هراس هم در راستای تأمین نیازهای ما رقم خورده است.
تلگرام، بی موبایل هراسی، فرهنگ، روانشناسی، شبکه مجازی

از طرف دیگر، به نظر می‌رسد ما دیگر چاره‌ای نداریم جز اینکه با دنیای مجازی در ارتباط باشیم اما نه بخاطر ترس از دست دادن محتوای آن بلکه بخاطر یک نیاز روانی فرهنگی به نام  فرهنگ«جمع گرایانه». البته فرهنگی که به شدت در حال آمیخته شدن به «فردگرایی» است. یعنی ما در شبکه‌های مجازی فقط به فکر «خودمان» هستیم، فقط به دنبال لذت بردن خودمان، احساسات خودمان، خوشحالی و ناراحتی خودمان و نه جمع! تأمین نیازهای «خود:Self» است که ما را به اینجا کشانده و نه نیازهای «جمع:Group»!

تلگرام، بی موبایل هراسی، فرهنگ، روانشناسی، شبکه مجازی

بله دو پدیده «فرهنگ جمع گرایی» و «بی تلگرام هراسی:notelegphobia»(عیبی ندارد بگذارید این بار ما جعل اصطلاح کنیم!) با هم ترکیب شده‌اند و فرهنگ جدیدی در حال شکل گیری است، چیزی شبیه «فردگراییِ جمعی هراس زُدا!»،تا نظر شما چه باشد؟




نوع مطلب : روانشناسی فرهنگی، 
برچسب ها : تلگرام، بی موبایل هراسی، فوبیا، تبلت، جمع گرایی، شبکه مجازی، اینستاگرام،
لینک های مرتبط :




محیی
وبلاگی برای زندگی
درباره وبلاگ

نوشتارهای حمید رفیعی هنر

مدیر وبلاگ : حمید
نویسندگان
نظرسنجی
وقتی مطلب جدیدی در وبلاگ محیی می بینید ترجیح میدهید چه کنید؟








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :