تبلیغات
محیی - مطالب هفته چهارم آذر 1397
 
محیی
وبلاگی برای زندگی
 
 
شنبه 24 آذر 1397 :: نویسنده : حمید
با سلام خدمت عزیزان
مدتی این مثنوی تأخیر شد!
در پست قبلی راجع به شیوه های کنترل خشم صحبت کرده بودم که همینک توجه شما را به ادامه آن جلب می‌کنم:

در دوره‌ای در روان‌شناسی، تلقی بر این بود که انسان مانند دیگ زودپزی است که با تراکم بخار باید تخلیه‌ای در او اتفاق بیافتد تا به انفجار منجر نشود. پس تأکید می‌شد که بایستی فرد در هنگام عصبانیت فریاد زده و حتی اجسام را بشکند. امّا روان‌شناسان متوجه شدند این شیوه حداقل دو پیامد منفی به بار می‌آورد: 


 پیامد اول این‌که با داد و فریاد کردن شاید فرد به طور موقت آرام می‌شد اما دوباره روز از نو و روزی از نو. در هنگام عصبانیت مجدداً مجبور به شکستن اجسام بیشتری می‌شد. چرا که فرد با این حالت اقناع نمی‌شد و مجبور بود فریاد بیشتری بزند. به عبارتی آستانه ارضاء پذیری او بالا رفته بود. 

پیامد دوم این‌که مشاهده ‌شد افراد با داد و فریاد و شکستن اشیاء اصلاً آرام نمی‌شدند. به عبارتی با این کار فرد به خود یاد می‌داد که فردی عصبانی باشد. در طول زمان افراد متوجه شدند با این کار به خود القا می‌کنند که خشمگین باشند. 

به عبارتی الگوی یادگیری‌ای برای عصبانیت ایجاد شد. بنابراین امروز مرسوم نیست که فرد در هنگام عصبانیت فریاد بزند و لزوماً فریاد زدن یا ضرب و شتم منجر به آرامش فرد نمی‌شود. درست است که شاید همان لحظه آرام گیرد ولی این حالت کفایت نکرده و نیاز به فریاد زدن در او بیشتر می‌شود. پس به مرور زمان به خود یاد می‌دهد که شخصیتی عصبانی داشته باشد در حالی‌که روانشناسان جدید موضوع مهار کردن خشم را توصیه می‌کنند. به طوری که هر چه قدر به خودمان کنترل خشم را آموزش دهیم حالت خشمگینی از بین خواهد رفت. 

البته در این میان برخی افراد هم هستند که به مثابه یک بمب ساعتی یا همان زودپز، حالت‌های انفجاری دارند که به مرور زمان کنترل بر خشم خود نداشته و به آستانه‌ای که برسند، منجر به انفجار خواهند شد. البته تعداد این افراد محدود است که چه بسا نیاز به درمان روانی داشته باشند. به هر حال این یک واقعیت است که اگر به فرد آموزش مدیریت خشم را در طول یک بازه زمانی بدهیم دیگر بمب ساعتی معنا نخواهد داشت.


از طرفی دیگر توجه به این نکته هم مهم است که آستانه تحمل و خشم در ارتباط مستقیمی قرار دارند. خشم از حالات هیجانی و تحمل ویژگی شخصیتی افراد است. برخی افراد تحمل بالاتری نسبت به جامعه و تاب‌آوری بالایی در مقابل استرس و مشکلات دارند. از این افراد توقع نداریم زود خشمگین شوند اما افرادی که این ویژگی را ندارند زود به زود هیجان خشم در آنها بروز می‌کند. نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد تاثیر ژنتیک بر میزان عصبانیت، تاب‌آوری و تحریک‌پذیری افراد در موقعیت‌های بروز خشم است.

کارکرد دین و اخلاقیات در مهار و کنترل خشم

کارکرد دین و اخلاقیات در مهار و کنترل خشم نکته دیگری است که در اینجا حائز اهمیت است. در واقع در راهکار چهارم کنترل خشم، دین و اخلاق است که نقش پیدا می‌کند. به عبارتی در این مرحله می‌توان به سراغ دین رفت که چه راهکارهای جایگزینی برای مدیریت موفقیت‌آمیز خشم  پیشنهاد می‌کند.

به طور خلاصه راهکارهای دینی در دو دسته کلان و خرد جای داده می‌شوند. راهکارهای کلان یک سری اصول و برنامه کلی در سبک زندگی به ما می‌دهد اما راهکارهای خرد اختصاصاً در رفتارهای سطحی خشم به کار می‌آید.

راهکارهای کلان دینی

1.  از جمله راهکارهای کلان اینکه دین به ما یاد می‌دهد که از ابتدا مراقب شکل‌گیری آرزوهای غیر‌عقلانی باشیم تا به ناکامی و نتیجتاً به خشم منجر نشود.

2. اسلام به ما یاد می‌دهد مراقب شکل‌گیری دلبستگی‌های دم دستی، کم ارزش و بی ارزش دنیایی باشیم؛ از جمله دلبستگی به موقعیت شغلی، اجتماعی و موارد دنیایی که با از دست دادن آنها فرایند ناکامی-خشم-پرخاشگری فعال می‌شود.

3. اسلام یاد می‌دهد که در برخی امور ارزنده‌سازی و در برخی دیگر ناارزنده‌سازی داشته باشیم. به این صورت که در مسائل اخروی ارزش گذاری‌ کنیم. آن وقت اگر در این دست مسائل ناکام شویم، خشمگین شدن در آن هم با ارزش خواهد بود. مثلاً وقتی توسط عده‌ای، اعتقاداتمان پایمال می‌شود، شاید خشمگین شویم و این همان خشم مثبت و مقدس است. در مقابل، به مسائلی که به آخرت کمکی نمی‌کند ارزش ندهیم. مثلاً اگر برای فردی خسارت ناشی از تصادف خودرو بی‌ارزش باشد، خشمی رخ نخواهد داد، اما اگر در این موضوع ارزنده‌سازی کرده باشد، درگیری، یقه گیری و ضرب و شتم به همراه خواهد داشت.

4.  در نهایت اسلام به ما یاد می‌دهد شخصیت و بزرگی را در امور معنوی ببینید. به عبارتی آدم‌هایی عصبانی می‌شوند که احساس بی ارزشی می‌کنند، احساس می‌کنند شخصیتشان زیر سوال رفت. این جا این موضوع که کدام شخصیتِ خود را لحاظ کنیم اهمیت دارد. یعنی فردی که احساس توهین شدن دارد باید ببیند به کدام شخصیت اش توهین شده است، شخصیت با ارزشی که اسلام تعریف کرده یا شخصیتی که خودمان برای خودمان ساخته‌ایم؟ گاهی ما با نقاب‌های پوشالی و خودساخته وارد جامعه می‌شویم، نقاب‌هایی که ممکن است مرتب در حال تغییر باشد.


از خودمان بپرسیم آیا این نقابها زیر سوال رفتند یا شخصیت واقعی؟. 



ادامه در صفحه بعد...


نوع مطلب : روان‌درمانی، روانشناسی فرهنگی، روانشناسی نوجوان، روان‌شناسی یادگیری، روان‌شناسی اخلاق، روان‌شناسی خانواده، روان‌شناسی دین، 
برچسب ها : روانشناسی اسلامی، رواندرمانی، تکانشگری، خودمهاری، خودکنترلی، کارکرد دین، خشم،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


نوشتارهای حمید رفیعی هنر

مدیر وبلاگ : حمید
نویسندگان
نظرسنجی
وقتی مطلب جدیدی در وبلاگ محیی می بینید ترجیح میدهید چه کنید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :